Login to your account

Username *
Password *
Remember Me

Create an account

Fields marked with an asterisk (*) are required.
Name *
Username *
Password *
Verify password *
Email *
Verify email *
Captcha *
Reload Captcha

اولین طراح مد ایران چه کسی است؟

By نرگس گودرزی مرداد 23, 1397 577 0
زندگینامه ی تاج السلطنه زندگینامه ی تاج السلطنه

مد روز در سبک اروپایی اواخر دوره قاجار به ایران آمد . در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به واسطه نفوذ دخترش تاج‌السلطنه که تحصیل‌کرده بود و از آزادی زنان ایرانی پشتیبانی می‌کرد ، این مساله تسهیل شد . به طوری که می توان تاج السلطنه را اولین طراح مد لباس های ایرانی- اروپایی دانست . او در خاطراتش از لباس‌هایی سخن به میان آورد که در سبک و رنگ‌ های روشن تجلی اروپایی‌ ها بود . همچنین حدود سال ۱۹۰۰ با لباس اروپایی تنگ چسبان پارچه‌ ای و گیسوان پوشانده نشده‌اش مدل نقاشی شد .


تاج السلطنه کیست؟

تاج السلطنه در سال  1301 قمری متولد شد . در ده سالگی با شجاع السلطنه ازدواج کرد که به دلیل عدم تفاهم به طلاق منتهی شد اما تاج السلطنه در کتاب خاطراتش علت جدایی را فراگیری علوم جدید و مطالعة کتابهای فرنگی و جداشدنش از مذهب و بی بند و باری همسرش ذکر کرده است .
تاج السلطنه سال هایی زیادی پس از متارکه به تحصیل علوم در اروپا پرداخت و تحت تاثیر زندگی زنان اروپایی و اندیشه‌های آنان قرار گرفت به آموختن موسیقى و نقاشى پرداخت و بعدها ، زبان فرانسه را آموخت و به مطالعه‌ی ادبیات غرب و تاریخ و فلسفه روی آورد و به گروه طبیعیون پیوست . تاج‌السلطنه از همان نوجوانی ، آرمان‌های بلندی در سر داشت . دیوارهای حرمسرا و سنت‌های رایج ، نمی‌توانست و نتوانست او را محدود کند . به علم و مطالعه علاقه بسیاری داشت . نارضایتی خود از وضع موجود و دلبستگی‌اش به ضرورت اصلاحات و نوسازی را پنهان نمی‌کرد . در کسب علم و هنر ، ذوق و شوق و استعداد فراوان از خود نشان داد . از میرزا عبدالله ، ردیف نواز و نوازنده مشهور تار ، نواختن تار را به‌خوبی فراگرفت و به زودی در این راه پیشرفت بسیار کرد . نقاشی را نیز نزد سلیمان سپهبدی نوه عمه‌اش عزت‌الدوله همسر امیرکبیر با مهارت فراوان آموخت . او کتاب‌های زیادی را مطالعه می‌کرد . تاج‌السلطنه علاقه فراوانی به سفرهای اروپایی داشت . او در خاطرات خود ، فراگیری علوم جدید و مطالعه کتاب‌های فرنگی و آشنایی با افکار اندیشمندان غربی را برای بالا رفتن سطح آگاهی‌های خود ، از انگیزه‌های اصلی‌اش برای دلبستگی به سفرهای اروپایی تلقی و معرفی کرده است . او در سال 1323 قمری و با آرزوی دیدار و گفت‌وگو با زنان « حقوق طلب » اروپا کوشید تا با فروش جواهرات خود و به کمک یک زن فرنگی و دو نفر از خدمتکارانش به اروپا برود ، اما با مخالفت و ممانعت خانواده‌اش روبه‌رو شد . با وجود موانع بسیاری که پیش روی آرزوهایش وجود داشت ، سرانجام توانست سال‌ها بعد از متارکه از همسرش به آرزوی خود برای رفتن به اروپا جامه عمل بپوشاند . تاج‌السلطنه پس از سفر به اروپا و اقامت در آنجا ، سال‌های زیادی به تحصیل علوم در اروپا پرداخت . او در طول اقامت خود در اروپا ، تحت‌تاثیر زندگی زنان اروپایی و اندیشه‌های فمینیستی آنان و نیز افکار نوین سیاسی و اجتماعی متفکران غربی قرار گرفت .


 در اروپا به آموختن موسیقی و نقاشی و نیز مطالعه ادبیات ، تاریخ و فلسفه غرب روی آورد . زندگی تاج‌السلطنه، به ویژه با شکل‌گیری انقلاب مشروطه در ایران دگرگون شد . او در سال 1321 قمری در جلسات انجمن اخوت که در خانه خواهرش فروغ‌الدوله - که همسر مردی روشنفکر به نام ظهیرالدوله بود - شرکت می‌کرد . تاج‌السلطنه ، به زودی به عضویت انجمن‌های متعددی درآمد که به وسیله زنان تشکیل شده بود . او که تحت ‌تاثیر افکار و تحولات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی نوین غربی قرار داشت ، به طور گسترده‌ای در انجمن‌های سیاسی زنان مشروطه‌طلب و تجددخواه شرکت کرده و برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان در جامعه تلاش و فعالیت می‌کرد . نخستین تشکل و انجمنی که او در آن به عضویت درآمد ، انجمن حریت نسوان بود که از انجمن‌های نیمه‌سری زنان به شمار می‌آمد . او را از نخستین زنانی دانسته‌اند که با صراحت از آزادی زن و برابری حقوق زن و مرد در ایران سخن گفته و با شکستن مرزها ، به انتشار عقاید خود پرداخت . تاج السلطنه مهم ترین بدبختى زنان آن دوران را در عدم شناخت و درک حقوق شان مى دانست و گوشه خانه نشستن و خنده و حرافى را تنها هنر زنان هم نسل خود برمى شمرد . به همین جهت خاطرات وی بیشتر نقد یک دوره از تاریخ ایران به نام قاجار است که حتى از شخص شاه یعنی پدرش هم انتقاد می کند .


وی در مورد زنان می نویسد :  (( افسوس که زنهای ایرانی از نوع انسان مجزا شده و جزو بهایم و وحوش هستند ، و صبح تا شام ، در یک محبس ناامیدانه زندگی می کنند و دچار یک فشارهای سخت و بدبختی های ناگواری عمر می گذرانند ... در روزنامه ها می خوانند که : زنهای حقوق طلب ، در اروپا چه قسم از خود دفاع کرده و حقوق خود را با چه جدیتی می طلبند . من خیلی میل دارم یک مسافرتی در اروپا بکنم و این خانم های حقوق طلب را ببینم ، و به آنها بگویم : در وقتی که شما غرق در سعادت و شرافت ، از حقوق خود دفاع می کنید و فاتحانه به مقصود موفق شده اید ، یک نظری به قطعه ی آسیا افکنده و تفحص کنید در خانه هایی که دیوارهایش سه ذرع یا پنج ذرع ارتفاع دارد و تمام منفذ این خانه منحصر به یک درب است و آن درب توسط دربان محفوظ است . در زیر یک زنجیر اسارت و یک فشار غیر قابل محکومیت ، اغلب سر و دست شکسته ، بعضی ها رنگ های زرد پریده ، برخی گرسنه و برهنه ، قسمی در تمام شبانروز منتظر و گریه کننده و باز می گفتم : این ها هم زن هستند ، اینها هم انسان هستند  ،  اینها هم همه قابل همه نوع احترام و ستایش هستند . ببینید که زندگانی اینها چه قسم می گذرد . )) تاج السلطنه در زمان حیاتِ پدرش ، ناصرالدین شاه بسیار مورد توجه او بود اما بعد مرگ پدرش مورد نفرت برادرش مظفرالدین شاه قرار گرفت چون طرفدار مشروطه و مشروطه خواهان بود و از روش تربیت در دربار و اختلاف طبقاتی دوران قاجار و رفتار درباریان به شدت انتقاد می‌کرد .

 


تاج السلطنه در جایی میگوید :


صدراعظمى و وزارت در دوره سلطنت برادر عزیز من خیلى شبیه به تعزیه شده بود که " دقیقه به دقیقه تعزیه خوان رفته ، لباس عوض کرده برمى گردد . این برادر عزیز من به حرف یک بچه دوساله یک صدراعظمى را فوراً معزول و به حرف یک مقلدى یک وزیر را سرنگون مى کرد .
این شاهزاده خانم علی رغم رشد در حرم شاهی حصارها را شکست و یکی از منتقددان حاکمیت خود شد .
اعمال و رفتار پدر همیشه زیر ذره بین دختر بوده و بخش هاى بسیارى از خاطرات وى به بررسى مسائل و مشکلات رفتارى و کردارى پدر اختصاص یافته است . او عمده مشکلات داخلى مملکت را در عدم کفایت شاه و پرداختن او به لذایذ دنیوى مى داند و تاکید دارد که اگر شاه چنین رفتار کودکانه اى نداشت وضع مملکت به گونه اى دیگر بود . اما بیشترین انتقاد تاج السلطنه مربوط به حکومت دارى و رفتار برادرش مظفرالدین شاه است . او برادر خود را فردى نالایق ، بى خبر ، بدون عزت نفس ، نادان و عشرت طلب مى داند و هر کجا فرصتى دست داده شاه را مورد نکوهش قرار داده و مسافرت هاى بى مورد و وام هاى بى دلیل و پیشکاران نالایق و فرصت طلب مظفرالدین شاه را به باد انتقاد گرفته و از نسبت دادن بدترین القاب به نزدیکان شاه دریغ نکرده است . »
وى همچنین درباره مشروطه نیز تعریف مهمى دارد : « معنى مشروطه عمل کردن به شرایط آزادى و ترقى یک ملتى بدون غرض و خیانت ، تکلیف هر ملت ترقى خواهى استرداد حقوق او است . حقوق خود را به چه قسم مى تواند مسترد دارد ؟ در موقعى که مملکت مشروطه در تحت یک « رگلمان » صحیحى باشد ترقى از چه تولید مى شود ؟ از قانون . قانون در چه موقعى اجرا مى شود ؟ در موقعى که این استبداد برچیده شود . پس از این روى مشروطه بهتر از استبداد است .

این شاهزاده تجددگرا و منتقد حکومت و جامعه ، سرانجام در اول ذیقعده 1354 قمری / 1314 شمسی در 53 سالگی درگذشت و بنا به وصیت وی ، در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد .

Rate this item
(1 Vote)

Leave a comment

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.