Login to your account

Username *
Password *
Remember Me

Create an account

Fields marked with an asterisk (*) are required.
Name *
Username *
Password *
Verify password *
Email *
Verify email *
Captcha *
Reload Captcha

آیا شما واقعا اعتماد به نفس دارید ؟

By نرگس گودرزی مرداد 23, 1397 297 1 comment
آیا شما واقعا اعتماد به نفس دارید آیا شما واقعا اعتماد به نفس دارید

آیا شما واقعا اعتماد به نفس دارید ؟ ، امروزه اکثر افراد جامعه ی ما از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند ، حتی افرادی که تصور می کنند اعتماد به نفس بالایی دارند ، معنی آن را نمی دانند . به راستی اعتماد به نفس چیست ؟ برای بالا بردن اعتماد به نفس باید ابتدا آن را شناخت و سپس گام به گام آن را تقویت کرد . نوشته ی زیر برگرفته از کتاب " اعتماد به نفس ، دستیابی به آن و زندگی با آن " از " دکتر باربارا دی آنجلیس " است .


 آیا هیچ وقت فکر کرده اید که می خواهید حس اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید ؟
آیا منتظرید که در زندگیتان کارهای به خصوصی انجام دهید تا بدین ترتیب اعتماد به نفس بیشتری کسب کنید ؟
 آیا نوشتن یک کتاب ، کشیدن یک تابلو یا شروع یک شغل جدید را به زمانی موکول کرده اید که حس بهتری داشته باشید ؟
 آیا به امید آن که روزی اعتماد به نفسی که در پی آن هستید به طرز معجزه آسایی پیدا شود ، بیکار می نشینید یا آنقدر که می خواهید فعالیت نمی کنید ؟
آیا هرگز برایتان این فکر پیش می آید که با اینم که تا حدودی موفق بوده اید ، واقعا آنطور که باید احساس اعتماد و قدرت نمی کنید ؟
این کتاب راجع به اعتماد به خود است . شاید برداشت من از اعتماد به نفس با دیگر برداشت هایی که تا به حال راجع به آن ها شنیده اید ، خیلی متفاوت باشد . اغلب مردم معنی واقعی اعتماد به نفس را درک نکرده اند و بنا بر این احساس اعتمادی را که واقعا در زندگی به آن نیاز دارند پیدا نمی کنند . من تمام موفقیت خود را به خاطر اعتماد به نفسم می دانم اما این اعتماد به نفسی نیست که شما عادتا می پندارید . در حقیقت تا پیش از یافتن این صورت جدید از اعتماد به نفس خود ، نتوانستم رویا هایم را عملی کنم .
در این کتاب به شما نشان می دهم چگونه اعتمادی در درونتان بیابید تا شما را قادر سازد کارهایی را انجام دهید که همیشه در آرزویشان بوده اید و فردی باشید که همیشه می خواستید باشید . در حقیقت ، وقتی که از جنبه ی دیگری به اعتماد به نفس نگاه کنید ، زندگیتان شروع به تغییر می کند . لازم نیست پنج یا ده سال صبر کنید ، می توانید همین فردا تغییر کنید !

امیدوارم این کتاب به شما کمک کند تا :

•    دریابید اعتماد به نفس واقعی چیست
•    بفهمید چه چیزی به شما ( و نه شخص دیگری ، فقط شما ) حس اعتماد به نفس می دهد .
•    یاد بگیرید که احتمالا چه کارهایی در زندگیتان انجام می دهید که اعتماد به نفس شما را خدشه دار می کند و در یابید چگونه آن عادت های ناسالم را از بین ببرید .
•    کلید های ایجاد اعتماد بیشتر به خود را در زندگیتان پیدا کنید .
 


به نظر شما واقعا اعتماد به نفس چیست ؟


اکثر ما فکر می کنیم که اعتماد داشتن به خود یعنی اطمینان به توانایی خود در انجام دادن کارهایی خاص . به عبارت دیگر ، شاید شخصی بگوید : " من هنرمندم و به توانایی خود در نقاشی اطمینان دارم ." یا " من قروشنده ای هستم و به توانایی خود در فروش و متقاعد کردن مشتریان به خرید اجناس اطمینان دارم " یا " من یک مرد هستم و به توانایی خود در تحت تاثیر قرار دادن جنس مخالف در اولین برخورد مطمئنم و این که می توانم زن زندگی خود را خوشبخت کنم و اطمینان دارم که همسری فوق العاده ام ."
اما در این که فکر کنید برای کسب اعتماد به خویش ، باید بعضی کارها را به خوبی انجام دهید ، از نقاشی گرفته تا فروش ، ابراز عشق ، آشپزی ، آشپزی و یا کارهای دیگر ، اشکالی وجود دارد و آن این است که :
 " با این که در مهارت های زیادی می توانید خبره شوید ، تنها توانایی های محدودی را می توانید کسب کنید . بنابر این اگر اعتماد به نفستان برپایه کارهایی باشد که به خوبی انجام می دهید ، تهنها بعضی اوقات احساس اعتماد به نفس می کنید و آن موقعی است که آن کار به خصوص را انجام می دهید . "
یعنی اگر ملک خرید و فروش می کنید و در کارتان موفق هستید ، تنها وقتی که ملکی را می فروشید احساس اعتماد دارید و در بقیه اوقات وضع بدینگونه نخواهد بود . اگر نویسنده اید فقط وقتی کتاب یا مقاله ای را به پایان می رسانید احساس اعتماد به نفس خواهید کرد و در باقی لحظات خیر .
پس می بینید که اگر تمام وقت خود را صرف کارهایی کنید که در آن ها مهارت دارید و آن ها را به نحو رضایت بخشی انجام می دهید ، مدت زمانی را که احساس اعتماد به نفس دارید محدود کرده اید . به همین دلیل است که بسیاری به کار اعتیاد دارند ، یا عادت دارند که دیگران را از گرفتاری برهانند یا به کاری عادت کرده اند که وقت زیادی می گیرد و در زندگیشان ناهماهنگی ایجاد می کند ؛ آن ها فقط زمانی از خود راضی هستند که آن کار را انجام می دهند یا از توانایی یاد شده بهره می برند .
"اعتماد به خویشتن احساسی است که باید از آن چه می دانیم و و انجام می دهیم فراتر رود ."
کارهای زیادی را می توان انجام داد و در بسیاری از توانایی ها می توان خبره شد ، اما در هرحال  تعداد آن ها محدود است . اگر دلیل انجام آن کارها باشد هرگز اعتماد به نفس واقعی نخواهید داشت . تنها راجع به آن استعداد ها و مهارت ها ی به خصوص اعتماد دارید . مثلا : " در مورد این که برنتامه ریز کامپیوتر ، تنیس باز و پدری خوب هستم به خود اطمینان دارم امام احساس اعتماد من به خود ، احساسی همه جانبه نیست ."
به این مطلب فکر کنید : " آیا تا به حال به چیزی فوق العاده دست یافته اید که برایش تلاش زیادی کرده اید و با آن که در مورد دستاورد خود احساس خوبی پیدا کردید ، اما نسبت به خود احساس خوبی نداشتید ؟"
شاید به دانشگاه می رفتید و چهار سال تمام در این فکر بودید که آیا قبول می شوم ؟ آیا می توانم این مقاله ها را بنویسم ؟ آیا می توانم فارق تحصیل شوم؟ و به همین ترتیب ادامه می دادید تا این که ، فارق تحصیل می شدید و عجیب این که احساس رضایت نکردید . شاید فکر کردید : " چه فایده ! خوب حالا این تکه کاغذ را دارم . هنوز واقعا از خودم راضی نیستم و مطمئن نیستیم که آینده همانطوری خواهد بود که می خواهم ."
متوجه هستید که اگر اعتماد به نفس تنها به دلیل دانشجویی خوب بودن و نوشتن آن مقاله ها و نمره گرفتن می بود ، باید احساس خیلی خوبی می داشتید .
حال یک مثال دیگر : مثلا در آرزوی شغلی بودید ، مشاغل به درد نخور دیگری داشته اید ، و بالاخره همان سمتی را که در آرزویش بودید به دست آورید . حالا شغل رویایی خود را دارید و در نظر دیگران موفق و کامیاب شده اید ، اما هنوز واقعا از خود راضی نیستید . چرا؟ شاید به خود بگویید :" چه خبره ؟ این همه وقت صرف کرد و زحمت کشیدم تا به این جا برسم و حالا که به مقصودم رسیدم ، آن طور که فکر می کردم احساس رضایت نمی کنم . همیشه فکر می کردم که اگر این کار من بود ، تاحساس قدرت می کردم ، ولی هنوزم همون احساس قبلی رو دارم ! "
اگر اعتماد به خویشتن به خاطر تواناییتان در به دست آوردن پول یا مقامی به خصوص می بود ، آن شغل یا ترفیع اعتماد عظیم و پایداری را نصیبتان می کرد . اما اعتماد به نفس فراتر از این حرفاست ؛ اغلب ما بالاخره شغل مورد علاقه  و پولی را که می خواهیم به دست می آوریم . روابطی را که در آرزویش بودیم خلق می کنیم . خانه ای که فکرش را هم نمی کردیم ، می خریم و می فهمیم که هنوز هم احساس اعتماد به خویشتن نداریم .

آیا تا به حال فکر کرده اید که یک شیاد هستید ؟

در روانشناسی اصطلاحی هست که به توصیف احساس موفقیت بیرونی می پردازد در حالی که در درون احساس می کنیم که استحقاق این موفقیت را نداریم . این به این معناست که هرکاری هم که بکنیم باز احساس می کنیم که به نحوی کلک زده ایم . می گوییم :" چه شانسی آوردم این شغل نصیبم شد . حالا که این شغل را دارم ولی اگر قرار بود از اول شروع کنم ، نمی توانستم کاری نظیر آن را گیر بیاورم . یک طوری خودش درست شد . " یا " واقعا نمی دونم که چطور اون قرارداد سنگین رو بستم ، اما فکر نمی کنم که همچین چیزی دوباره اتفاق بیافتد . این واقعا یه شانس بود . "  یا " اگه مردم می دونستن چقدر بی عرضه ام ، اصلا دوست نداشتن با من سر و کار داشته باشن . اگه رئیسم واقعا می دونست که قبلا چه کار می کرده ام ، اصلا منو به حساب نمی آورد . اگر مردم می دونستن که واقعا راچع به خودم چی فکر می کنم ، دیگه به من احترام نمی گذاشتند . " این را در روان شناسی پدیده ی شیاد می نامند .
" گاهی احساس می کنیم مثل شیاد ها هستیم و این موقعی است که ظاهرا چیز هایی به دست آورده ایم که انتظار داریم باعث اعتماد به نفس ما شوند ، ولی باطنا احساس اعتماد به نفس نمی کنیم . "
فرقی نمی کند که در زندگی چه چیزی کسب کرده اید ، اگر باطنا احساس اعتماد به نفس حقیقی را نداشته باشید ، آن دستاورد ها و موفقیت های ظاهری در واقع ارزشی ندارند .
حالا شاید در مرحله ای نیستید که حقیقت گفته های مرا درک کنید . شاید هنوز برای دستیابی به ثروت و موفقیت تلاش می کنید ، شاید هنوز از نردبان ترقی بالا می روید و شاید با خود می گویید " اگر همه چیز هایی را که می خواستم داشتم ، حتما احساس اعتماد به نفس می کردم ." . خب ، خیلی هم مطمئن نباشید . همیشه با افرادی ملاقات و کار می کنم که خیلی بیش از آنچه که می توانند خرج کنند ، پول دارند . همه ی آن ها به یک چیز رسیده اند که فکر می کنید باعث اعتماد به نفس و شادیشان می شود . آن ها مشهور و محترم اند اما هنوز اعتماد به نفس ندارند . آن ها به چه چیزی نیاز دارند؟ حلقه ی گم شده کدام است ؟

آیا شما واقعا اعتماد به نفس دارید
آیا شما واقعا اعتماد به نفس دارید

 

معنی اعتماد به نفس حقیقی کدام است ؟

اعتماد به نفس واقعی هیچ ارتباطی به رویداد های ظاهری زندگی شما ندارد . اعتماد به خویش به خاطر آن چه که انجام می دهید به وجود نمی آید ، بلکه به دلیل باورتان به توانایی درونی خود است که شما را قادر می سازد تا آنچه را که می خواهید انجام دهید .
اعتماد به نفس واقعی همیشه از درون سرچشمه می گیرد . و نه از برون ، از تعهدی که نسبت به  خود دارید ، تعهدی که هر چه را که می خواهید و ضروری است انجام خواهید داد . این بر پایه اعتمادی که به خود دارید استوار است ، نه بر نتایج نامعلومی که بعد از آن ممکن است به دست آید .
اعتماد به نفس باور به قابلیت انسانی خویش است ؛ این که با هر آن چه در زندگی پیش آید روبرو می شوید ، از عهده آن ها بر می آیید و آن چه را که ضروری است انجام می دهید . کار بخصوصی نمی کنید ، این احساس تمایل شما به ععمل کردن است . اگر به خود به عنوان یک انسان ایمان داشته باشید ، فرقی نمی کند که با چه رو برو شوید ، در هرصورت تلاش خواهید کرد آن چه را که می خواهید به دست می آورید . این اعتماد به خویش ، اعتماد به توانایی بخصوصی در شما نیست ، مثل اعتماد به این که قاضی یا نوازنده خوبی هستید ، این اعتماد شما به توانایی خود برای عمل کردن است . آیا متوجه تفاوت می شوید ؟
مثل بسیاری از افراد احساس اعتماد به نفس من بر پایه آنچه بود که انجام می دادم ؛ اگر به نتایج مطلوب دست می یافتم ، موقتا احساس اعتماد به نفس می کردم ، ولی این احساس فقط تا مسئله بعدی ادامه داشت و اگر نتیجه آن به خوبی مسئله پیش نبود ، احساس اعتماد به نفس من به سرعت از بین می رفت . بنابر این اگر سمیناری برگزار می کردم و 500 نفر در آن شرکت می کردند ، آن موقع احساس اعتماد می کردم ولی اگر سمینارم فقط 70 نفر شرکت کننده داشت ، احساس می کردم کوچک شده ام و پر از احساس عدم اعتماد به نفس به خویش . این الگو در تمام مسائل زندگیم تکرار می شد ؛ اگر در یک هفته یکی از کتاب هایم فروش زیادی داشت ، حالم خیلی خوب بود . اما اگر هفته بعد در لیست فروش تنزل می کرد ، اعتماد به نفس من هم کم می شد . چه آدم متزلزلی ! طنز مساله این جاست : اگر اعتماد به خویش را بر اساس دستاورد های زندگی کسب کنم ، به شکل اجتناب ناپذیری خود را برای عدم اعتماد به نفس آماده کرده ام ! به طور طبیعی من نمی توانم همیشه مطمئن باشم به نتایج دلخواه می رسم ، کار دنیا اینطور نیست . و بنابراین همیشه نمی توانم روی نتیجه مثبت کارهایم حساب کنم ؛ یعنی پایبند آرزوهای خود باشم و برای رسیدن به آن ها تلاش کنم . می توانم به تصمیم خود برای پی بردن به آنچه لازم است انجام دهم و به آن اطمینان داشته باشم ." من به توانایی خود در انجام هر امر ضروری اعتماد دارم ."
آیا همیشه نتیجه کارهایم به نفع من خواهد بود ؟ البته که نه . آیا به هرچیزی که برایش تلاش می کنم می رسم ؟ پاسخ منفی است . اما باشد ، چون من اعتماد به نفس خود را بر اساس نتایجی که به دست می آورم ، پایه ریزی نمی کنم . منشا اعتماد من این است که کاری را انجام داده ام که قصد آن را داشته ام .
" وقتی اعتماد به خود را بر اساس وجود خود بنها میی نهید و نه بر اساس آن چه که انجام داده اید ، اعتمادی به وجود می آورید که هیچ کس و هیچ شرایطی نمی تواند آن را از شما بگیرد . "
این هم دلیل دیگری برای این که اعتماد به نفس نمی تواند از دستاورد های شما نشات بگیرد . مهم نیست که چقدر در انجام کاری خبره می شوید ، نه تنها فقط به توانایی خود در انجام آن کار بخصوص اعتماد خواهید داشت . پس وقتی کار جدیدی را شروع کنید که در آن مهارت ندارید ، اعتماد قبلی شما بی فایده خواهد بود ،ر چون به توانایی خود در انجام مطلوب آن کار جدید مطمئن نیستید .
به خاطر دارم ، چند سال پیش که تصمیم گرفتم اولین کتابم ، به نام " چگونه هر لحظه عشق بورزیم ؟" را بنویسم ؟ چنین احساسی داشتم . همیشه با موفقیت تمام سمینار برگزار می کردم و فکر می کردم احساسی که داشتم اعتمادم به توانایی خود در جلب مردم به به یک گرد همایی و هدایت آنان در مدت زمان کوتاهی است . اما تا به حال هیچ کتابی ننوشته بودم و تا سر حد مرگ اضطراب داشتم ! یادم می آید که فکر می کردم : من می توانم خوب سمینار اجرا کنم ، اما خب نمی داننم چطور کتاب بنویسم ! از کجا باید شروع کنم ؟ اگر مردم از کتابم خوششان نیامد چه کنم ؟ هر چه اعتماد بنفس در اجرای سمینار داشتم ، هیچ کمکی در اعتماد به نفسم در نوشتن کتاب نکرد . اعتماد به نفس در انجام کاری به کار دیگری منتقل نمی شود .
چرا اینقدر نگران بودم ؟ بله نگران بودم ، چون آن زمان بر اساس اعتماد به نفس واقعی خودم کاری را انجام نمی دادم ( تجربه را با اعتماد به نفس اشتباه می گرفتم ) در واقع نگارش آن کتاب که اولین کتاب من بود ، کمکم کرد تا دریابم نمی دانم اعتماد به نفس واقعی چیست ، چون وقتی می خواستم دومین کتابم را بنویسم ، فکر می کردم احتمالا حالا که اولین کتابم موفق بوده ، دیگر در نوشتن دومی نگران نخواهم بود . اما بر خلاف انتظارم ، من باز هم نگران شدم با خودم می گفتم : " اولین کتابت موفق بود ، خب که چه ؟ موضوع این کتاب کاملا متفاوت است . شاید نتوانی راجع به این موضوع به خوبی قبلی بنویسی . اگر مردم از این یکی به اندازه قبلی خوششان نیاید چه؟ " و دغدغه ها همینطور ادامه داشت .
زمان زیادی طول کشید و تلاش بسیاری لازم بود تا منبع واقعی اعتماد به نفس خود را بیابم و با آن در ارتباط بمانم . اعتماد به نفس من از این باور ها ناشی نمی شود که نویسنده خوبی هستم و کتابم در لیست کتاب های پر فروش است ، یا سمینار هایم با موفقیت انجام می شوند ، هرچند این موفقیت ها مرا نسبت به کارم سرشار از غرور و رضایت می کند . اما اعتماد به نفس من از این امر ناشی می شود که می دانم اگر کاری را بخواهم انجام دهم ، انجام خواهم داد .
اعتماد به نفس من به خاطر هوش و استعدادم نیست . اعتماد به نفس دارم چون می دانم که سعی خواهم کرد و همه ی چیز هایی را که لازم است فرا خواهم گرفت تا کاری را که می خواهم انجام دهم . به این دلیل که می توانم کتاب خوبی بنویسم ، احساس اعتماد به نفس نمی کنم ، اعتماد به نفس من به این دلیل است که می دانم تلاش خواهم کرد و خواهم نوشت . می نویسم و می نویسم و نوشته های خود را به افراد مختلفی نشان می دهم و اگر از نظر آن ها نوشته هایم خوب نبودند ، دوباره تلاش خواهم کرد . آنقدر می نویسم تا این که بالاخره کتابی مورد قبول ارائه دهم .

اعتماد به نفس من از اراده و تصمیم من سرچشمه می گیرد . به اراده ی انسانی خود مطمئنم و این که اگر بخواهم کاری را انجام دهم ، همه چیز را در باره انجام آن فرا می گیرم . بارها و بارها تلاش خواهم کرد و از هر اشتباهی درس می گیرم تا این که نسبت به انجام آن کار بخصوص احساس رضایت کنم . و حتی اگر آنچه که انجام می دهم نتیجه خارق العاده ای داشته باشد ، آن نتیجه منبع حقیقی اعتماد به نفس من نخواهد بود . اعتماد به نفس من از اطمینان به اراده ام برای تلاش در رسیدن به هدفم نشات می گیرد .

سخن پایانی:

همانطور که مشاهده فرمودید اعتماد به نفس را نباید با احساس رضایت حاص از تجربه اشتباه گرفت ، اعتماد به نفس یعنی به اراده ی انسانی خود اعتماد کنیم و بدانیم اگر بخواهیم کاری را انجام دهیم ، اطلاعات لازم برای انجامش را به دست می آوریم و آن قدر تلاش می کنیم تا موفق شویم . امیدواریم این مطلب مورد توجه شما واقع شده باشد .

Rate this item
(0 votes)
Last modified on سه شنبه, 10 مهر 1397 05:54

1 comment

  • paria
    Comment Link paria سه شنبه, 30 مرداد 1397 04:53

    من قبل از خوندن این مقاله فکر میکردم اعتماد به نفس دارم ... چون فکر میکردم اعتماد به نفس فقط یعنی حرف زدن توی جمع

Leave a comment

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.