Login to your account

Username *
Password *
Remember Me

Create an account

Fields marked with an asterisk (*) are required.
Name *
Username *
Password *
Verify password *
Email *
Verify email *
Captcha *
Reload Captcha

پیش به سوی شادی و آرامش

By حسین سید زاده شهریور 21, 1397 140 1 comment
پیش به سوی شادی و آرامش پیش به سوی شادی و آرامش

لزوم شناخت احساسات و مدیریت آنها در دنیای امروزی چیست ؟ امروزه ما در جهانی زندگی می‌کنیم که  علم و تکنولوژی با سرعت غیر قابل باوری در حال رشد و پیشرفت هستند . چه بسا بسیار سریعتر از آنکه انسان ها متوجه تکامل آن بشوند .


علم آمده است که بماند، همانطور که صنعت ماندگار است . امروزه شهر نشینی برای افراد طرد ناپذیر شده و جهان کامپیوتر و نرم افزار به طرز عجیبی غیر قابل گریز شده و همچنین همه جایی  و فراگیر گشته است . اگرچه هیچ یک از آنها به خودی خود بد یا مضر نیستند اما نکته مهم اینجاست که : فراگیر شدن دنیای صنعت ، بزرگ شدن جهان تکنولوژی و کارآمدی فضای مجازی هزینه‌هایی در بر دارد که "انسانها"  ملزم به پرداخت آن هزینه ها میباشند ؛ مگر اینکه مهارت رویارویی با آن را آموخته باشند !
شادی و آرامش دو عنصر حیاتی  و مهم برای ما انسان ها هستند که امروزه زیر سنگینی بار مدرنیزه شدن روبه انحطاط می‌روند . لازم به ذکر است که ناکام ماندن انسان از این دو احساس خوب و لذت بخش تبعات  سنگینی را در بر داشته و برای بشر با صدمات جبران ناپذیری همراه خواهد بود .

آرزوی مشترک تمام انسانهای جهان چیست؟

پاسخ ساده است : شادی و آرامش. آیا در دنیا کسی هست که بگوید من دنبال شادی و آرامش نیستم ؟ یا آن را از دنیا نمی خواهم ؟ با اینهمه اشتیاقی که در بین انسان ها برای رسیدن به شادی وجود دارد، پس چرا مردم نمی توانند به راحتی شادی را تصاحب کنند و یا به آرامش برسند ؟ حال آنکه اعتقاد بزرگان روانشناسی این است که شادی در همه جا هست و همچنین آرامش ! فقط کافی است که از آدرس های غلط دست بکشیم و آن ها را در مسیر درست دنبال کنیم برای رسیدن هرچه سریعتر به این مطلوب .


دقیق ترین نشانی برای رسیدن به شادی و آرامش :


طبق تحقیقات انجام شده بسیاری از افراد در دنیا هستند که فکر می کنند شادی برابر با لذت بردن است . حتی بسیاری از مصرف کنندگان مواد مخدر راه رسیدن به شادی را لذت بردن از مصرف مواد مخدر یا مشروبات الکلی جستجو می کردند . حالا برای واضح تر شدن این موضوع که شادی همان لذت بردن است یا نه به دو داستان کوتاه زیر دقت کنید تا ببینید رسیدن به آرامش و شادی چگونه میسر میشود .


داستان اول:


داستان اول داستان واقعی از زندگی مردی است که در ابتدای جوانی تصمیم گرفت شادی و آرامش را به دست آورد ، او مدام در پی ثروت و لذت جویی بود . او می گفت ( هر کجا که ثروت باشد آرامش هم همان جا است و شادی جایی هست که لذت باشد )
او به زودی توانست ثروت کلانی به دست آورد ، یک قصر شگفت انگیز و مجلل برای خودش ساخت ، مجموعه ای از گنجهای هنری برای خودش جمع آوری کرد ، بهترین و خبره ترین آشپز ها را به استخدام در آورد تا از بهترین غذا ها استفاده کند ، به زیبا ترین مکان های دنیا سفر کرد و با زیباترین زنان دنیا آشنا شد . حتی بزرگترین و کامل ترین کتابخانه شخصی را برای خودش ساخت و همینطور هر روز به دنبال لذت جویی و لذت طلب بود .
 سال ها بعد وقتی فرتوت شد و به سن پیری رسید ، دیگر هیچ یک از لذت های که عمر خود را صرف آنها کرده بود  برایش معنایی نداشت ، زندگی و دنیا برایش پوچ و بی معنی شده بود و فقط آرزو میکرد مرگ او را از این وضعیت رهایی بخشد .
پیرمرد در اواخر عمرش  که  سایه مرگ روی سرش چتر انداخته بود لب به اعتراف گشود ، او میگفت :
احساس می کنم که عمر خود را شاد نبوده و آرامش نداشتم ، چقدر دیر فهمیدم که سرمایه اصلی من همین عمرم بود که به پای لذت های بیهوده به هدر دادم ، بدون اینکه برای کسی مفید باشد .

داستان دوم:

اکنون میخواهم در چند خط شما را با بیوگرافی و طرز تفکر  شخصی آشنا کنم  ک رفتارش همیشه برای خودم بسیار تاثیر گزار و دلپذیر و حتی گاهی شگفت انگیز بوده است .
حدود پانزده سال پیش در یکی از مناطق مرکزی تهران با یک پهلوان آشنا شدم . او علیرغم نام پهلوان که در کنار نام خود یدک میکشید ، در حال  دست و پنجه نرم کردن با یک بیماری مهلک و کشنده روزهای ش را به شب می رساند . با اینکه بیماری اش سخت و کشنده بود از همه ما و اطرافیانش شاد تر و بی تفاوت تر زندگی می کرد و به انجام کارهای روزمره می پرداخت . اگرچه بیماری اش آزار دهنده و کشنده بود اما به هیچ یک از راه هایی که اطرافیان برای بهبود وضع او توصیه می کردند اعتنا نمی کرد . او اعتقاد داشت : اگر چه بیماری اش از او قوی تر است اما خدایی را پرستش می کند که از هر بیماری در جهان قوی تر است .
مدتی نگذشت که در کمال نا باوری سلامت خودش را بدست آورد . مدتی بعد وقتی اموالش به سرقت رفت همه شاهد بودند ذره ای از آرامش روانی ایشان کم نشد و همچنان بعد از سرقت ، خوشحال و شاکر به زندگی عادی خود ادامه داد. حتی وقتی سارق اموال را دستگیر کردند روی او را بوسید و از او خواست به خاطر مال دنیا خودش را به دردسر نیندازد . آنها نیز اکنون به عنوان دوست با هم در ارتباط هستند . سالهای دوستی ما سپری میشد و من همیشه شاهد بودم که بیکاری ، حادثه ، اوضاع مملکت و هیچ چیز دیگر قادر به گرفتن شادی این شخص نیست ، حتی  در خاطرم هست زمانی که زلزله شد همه مردم به وحشت افتادند ،  بعضی از خانه گریختند ، برخی جواهرات خود را برداشتند تعدادی غش کردند و خیلی ها دچار استرس  شدند و... اما او آسوده تر از همیشه میخوابید و به خودش میبالید ، چراکه خدایی دارد که میتواند اراده کند و زمین را بلرزاند !


به نظر شما شادی و آرامش جایی خارج از ذهن انسانها ست؟


آیا غیر از این است که شادی واقعی زمانی لمس میشود که در هر شرایطی و نه لزوما در شرایط عادی از درون انسان بجوشد و به جان انسان آرامش ببخشد ؟
نظر نگارنده در مورد نشانی شادی واقعی این است که باید آن را  درون خودمان  جستجو کنیم تا ماندگار ، قوی ، مانا و پایدار باشد ، در غیر این صورت شادی هایی که به صورت بیرونی و محرک از بیرون به سمت انسان معطوف میشوند عموما کاذب و ناپایدار بوده و در مواقع لزوم کارایی خاص خود را ندارند . ضمنا این قبیل شادی ها مواقعی که انسان نیاز به شادی واقعی دارد به داد فرد نرسیده و کارایی خود را از دست میدهد . لذا لازم است برای رسیدن به شادی و آرامش واقعی ، شادی های کاذب را شناسایی و به جای بها دادن به آن ها خود را در دامن شادی های واقعی باندازیم تا از فواید بی حد آن بی بهره نمانیم .

Rate this item
(0 votes)
Last modified on یکشنبه, 08 مهر 1397 10:17

1 comment

  • غزال
    Comment Link غزال پنج شنبه, 10 آبان 1397 11:02

    آرامش داشتن خییلی مسئله مهمیه . خیلی مقاله ی خوبی بود ممنون .

Leave a comment

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.