Login to your account

Username *
Password *
Remember Me

Create an account

Fields marked with an asterisk (*) are required.
Name *
Username *
Password *
Verify password *
Email *
Verify email *
Captcha *
Reload Captcha

چطور خودم باشم ؟

By نرگس گودرزی مرداد 28, 1397 445 0
چطور خودم باشم چطور خودم باشم

چطور خودم باشم ؟ بدون شک همه ی ما جمله ی " خودت باش " را بارها و بارها شنیده ایم . اما خب واقعا معنی این جمله ی ساده ولی گنگ ، چیست ؟ چکونه خودم باشم ؟ ساده ترین پاسخی که برای این سوالات می توان یافت یک جمله است : " دیگری نباش " خجالت نکش که دیگران علایق تو را ندارند و تو نیستند . به خودت فکر کن و خودت را بشناس . شاید سال ها از عمرمان گذشته باشد و عواملی مانند تربیت بد ،  خود بودن کاری یک شبه نیست و زمان می خواهد . در ادامه این موضوع را مفصل بررسی می کنیم .



گام اول : خودت را پیدا کن و با استفاده از کلمات ، خود را تعریف کن .

 


اولین قدم برای خود بودن این است که خودت را بپذیری  و برای پذیرفتن خودت ، باید خودت را بشناسی و عمیقا درک کنی ؛ نه فقط خوبی ها یا فقط بدی هایت را ، بلکه تمام هر چه که هستی .  " اسکار وایلد " نویسنده ی معروف ایرلندی می گوید : " خودتان باشید ؛ دیگران از پیش جای خود را گرفته اند "  تو اگر خیلی کار درست باشی ولی از کسی دیگر تقلید کنی ، ارزشی نخواهی داشت . تابلوی مونالیزای داوینچی اولین بار که کشیده شد شاهکار بود ، اگر کسی دوباره آن تابلو را به بهترین نحو بکشد و زمان زیادی را هم صرف این کار بکند ، اما این تابلو فقط کپی تابلوی مونالیزا است و ارزش بخصوصی ندارد . خود بودن هزینه دارد . باید زمان صرف این کار کنی تا جوهره ی وجودت را بیابی . با خودت رو راست باشد و از خودت بپرس که چه چیز هایی را حقیقتا دوست داری و از چه چیز هایی اصلا خوشت نمی آید . زندگی ات را از سمت و سو های مختلف بررسی کن تا با آزمون و خطا حست را دقیقا نسبت به تمام انتخاب های ممکن در زندگی ات پیدا کنی .
مثلا فرض کنیم که تو به فیلم های درام و پایان باز علاقه ای نداشته باشی اما چون فلان دوستت که آدم با نفوذ و تاثیر گذاری بود و فیلم های درام و پایان باز را دوست داشت ، تو هم برای این که خودت را مثل او تاثیر گذار نشان دهی ، خودت را علاقمند به این دسته فیلم ها نشان می دهی . به این ترتیب جزئی خود واقعی ات را بریدی و دور انداختی . یادت می آید تا حالا چند تکه از خودت را کندی و جایش قطعه ای از دیگران را گذاشتی ؟ یک بار هم کسی که از او خوشت می آمد گفت که من عاشق سمفونی های موزارت هستم و تو که تا حالا یکی از آن ها را گوش نداده بودی و موسیقی پاپ دوست داشتی برای این که نشان دهی با او تفاهم داری ، دوباره خودت را پنهان می کنی . یا نمی توانی در جمعی که همه ی آن ها عاشق کتاب هستند بگویی که از کتاب خواندن خوشت نمی آید و بنظرت وقت تلف کردن است . تو خود نارست را تکه تکه کردی و یک آدم چهل تکه ی غیر طبیعی از خودت ساختی . بگذار با تو رو راست باشم ؛ تا وقتی نفهمی روی کدام پله قرار داری ، نمی توانی پایت را روی پله ی بعدی قرار دهی .

لنگرت را ز گذشته آزاد کن :

فرهنگی که به اشتباه در جوامع رایج است ، " ترس از تغییر " است . این که کسی 40 سال از زندگی خودش را بدون تغییر گذرانده باشد اصلا مایه ی افتخار نیست . تغییر جوهره ی پیشرفت است . ما انسان ها برای این که پیشرفت کنیم ، باید تغییر کنیم . برای تغییر هم لازم است که هر ایده ای را بشنویم ، روی آن درست و عمیق فکر کنیم و اگر منطقی بود ، آن را به کار گیریم .
خودت را بابت تصمیماتی که در گذشته می گرفتی سرزنش نکن . به اشتباهاتت به دید یک تجربه نگاه کن . انقدر نگو " من همیشه گام های اشتباه را انتخاب می کنم ." . این بار تو تکه ای از گذشته ات را جای الانت می گذاری . این را بدان که تو هیچ وقت نمی توانی دوبار پایت را درون یک رود بگذاری ؛ چون برای بار دوم نه تو آن آدم قبلی نه آن رود رود قبل . زندگی روان است ، تو اگر هم بخواهی نمی توانی خودت را ثابت نگهداری چون تو هم جزئی از این زندگی هستی . اگر سعی می کنی خودت را بدون تغییر نشان دهی ، یعنی کسی که نیستی را در قالب خودت به دیگران معرفی می کنی .


مهم نیست که چه کسی درباره ات چه فکری می کند.

این که بخواهی خودت را به خاطر خوش آمد دیگران تغییر دهی ، اصلا کار درستی نیست . حتی اگر این کار را هم انجام دهی و آن ها هم تو را دووست داشته باشند ، باز هم عده ای هستند که این نقاب تو را دوست ندارند ، آن وقت چه کاری می خواهی انجام دهی ؟ این که آدم هایی تو را با نقابت دوست داشته باشند ، جالب است اما به مرور حالت را به هم خواهد زد . اگر هم وقتی خودت هستی کسی تو را دوست ندارد ، علتش را پیدا کن و اگر حق با آن ها بود ، خودت را درست تغییر بده ، طوری که خودت هم خودت را دوست داشته باشی .
البته منظورم این نیست که یک دنده باشی و اگر کسی به تو گفت اخلاق تندی داری ، از کوره در بروی و بگویی " زندگی خودم است و به تو مربوط نیست ، من به خاطر تو تغییر نمی کنم و خودم را دوست دارم . " بالاخره تو در جامعه زندگی می کنی باید با دیگران رفتاری متعادل داشته باشی و ظاهرت آزار دهنده نباشد .
بهتر است همیشه نظرات را گوش کنی و با منطقت تصمیم بگیری .

با خودت رو راست باش:

قبلا هم گفته بودم که تا نواقصت را نپذیری ، نمی توانی آن ها را رفع کنی . بعد از این که نقصت را پذیرفتی و در جهت بهبودش تلاش کردی ، دیگر آزار دهنده نخواهد بود . آن قدر اعتماد به نفس داشته باش که به این ویژگی هایتان اعتراف کنی و اگر کسی تو را مسخره کرد ، ناراحت نشوی ؛ کسی که دیگران را مسخره می کند می خواهد ضعف های خودش را بپوشاند .

خونسرد باش:

تو خودت را می شناسی . دیگر چیز هیجان انگیز یا غیر منتظره ای وجود نخوهد داشت که تو را غافلگیر کند ؛ خونسرد باش . اگر هم در جمعی بودی و اشتباهی از تو سر زد که باعث خنده ی آن ها شد ، خودت هم بخند . اگر کسی را نا خواسته آزار دادی از او عذر خواهی و در صورت لزوم خسارتی که وارد کرده ای را جبران کن .

خودت را بهترین دوست خود بیاب

در بهترین حالت ، بهترین دوستت ، تو را هیچ وقت ترک نخواهد کرد ؛ اما زمانی در زندگیت خواهد بود که تنها باشی . در آخر چه کسی برایت خواهد ماند ؟ فقط خودت . پس بهتر است وقت و انرژی ات را روی خودتان سرمایه گذاری کنید . ایده آل ترین دوست شما چه ویژگی هایی باید داشته باشد ؟ آن ها را پیدا کنید و در خود تقویت کنید . حتی اگر کسی در زندگی شما نیست که به شما یاد آوری کند چقدر با ارزش هستید ، خودتان این کار را انجام دهید ! برای خودتان هدیه بخرید ، خوتان را خوشحال کنید ، خودتان را در آغوش بگیرید و با خودتان درد و دل کنید .

خودت را با دیگری مقایسه نکن

متاسفانه در جوامع بسیاری مادر و پدر ها برای تربیت فرزندانشان ، آن ها را با کودک دیگری مقایسه می کنند و این مقایسه در نا خودآگاه کودک باعث می شود از آن کودک متنفر شود و بد تر از آن شخصیت مستقلش شکل نگیرد . اگر تو هم از این دسته افراد هستی که در کودکی خود بسیار مقایسه شده ، والدینت را سرزنش نکن ، آن ها هم به همین شیوه تربیت شده اند و همان را روی تو پیاده کرده اند . حالا تو می توانی از مقایسه کردن خودت دست برداری و خودت را بپذیری . بعد از این که خودت را پذیرفتی ، حالت بهتری از خودت که بیشتر دوستش داری را تصور کن ، سعی کن خودت را به آن برسانی . مقایسه فقط زمانی مفید است که تو خودت را با گذشته ی خودت مقایسه کنی و سعی کنی نسبت به آن پیشرفت کنی .

خودت در حال آماده شدن است

این که ناگهان تصمیم بگیری خودت باشی شاید از نظر اطرافیانت عجیب باشد ولی آن ها کم کم به این وضع عادت خواهند کرد . پس بهتر است آرام باشی و بگذاری زمان کار خودش را بکند .

سخن پایانی:

هیچ لذتی زیبا تر از این نیست که کسی باشی که خودت دوست داری و هیچ نقابی بر چهره نداشه باشی . این حرف را فقط کسانی می فهمند که زمانی خودشان نبوده اند و با تلاش و صبر تونسه اند خود واقعی شان را پیدا کنند . تا زمانی که شخص خودش را پیدا نکند  نمی تواند فرزندش را با شخصیتی مستقل بار بیاورد . امیدوارم این مقاله مورد توجه شما واقع شده باشد .

Rate this item
(0 votes)
Last modified on دوشنبه, 09 مهر 1397 12:09

Leave a comment

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.